« فروردین ۱۳۸۷ | صفحه اصلی | تیر ۱۳۸۷ »

خرداد ۱۳۸۷ آرشیو

۲۴ خرداد ۱۳۸۷

رقص رنج

مدتها بود در وبلاگم چیزی ننوشته بودم. از شهریور پارسال که به قول سید علی صالحی عاشق شدن در دی ماه بود و مردن به وقت شهریور. از زمانی که احساس کردم خیلی چیزها را نمی شود دید و نمی شود گفت و حتی نمی شود تصور کرد.

خیلی وقت بود که کتابی هم نخوانده بودم. پاییز پارسال کتاب ها را یکی یکی درو می کردم که داس زندگی از راه رسید و چندین ماه درگیر مسئله زندان مریم شدم.

از حدود یک ماه پیش بار دیگر آغاز کردم. اول از همه درستایش دیوانگی اراسموس روتردامی را که نوشته ای بلند خطاب به سرتامس مور است، خواندم. کتابی که پایه های کاتولیسیزم در اروپا را لرزاند و مقدمه ای بر افکار کالوین و لوتر شد. اراسموس در این کتاب با زبانی طنزآمیز به ریاکاری جامعه و مذهب حمله می برد.

دو دیگر هیجدهم برومر کارل مارکس بود. شاهکاری بی بدیل که چگونگی روی کار آمدن کلاشی زیرک و احمق به نام لوئی بناپارت را توصیف می کند. در همین کتاب است که مارکس جمله معروف هگل را می آورد که هر اتفاقی در تاریخ دوبار می افتد. بار اول به شکل جدی و بار دوم طنزآمیز. اما چقدرجالب و عجیب بود شباهت بی بدیل آن زمان فرانسه با شرایط کنونی جامعه ایران.

و آخرین آن ها، کتاب زندگی من لئو تروتسکی. انتهای کتاب که اشاره به نیرنگ های استالین پس از مرگ لنین و تبعید و آوارگی اوست، بسیار تکاندهنده و تلخ بود. بیش از این چیزی نمی گویم و با نوشته ای از خود تروتسکی نوشته ام را به پایان می برم:

در بیست و ششم ژانویه 1917 روزا لوکزامبورگ از زندان به درستی نوشت: این حل شدن یکسره در ماجراهای روزمره برای من تحمل ناپذیر و غیر قابل فهم است. مثلا ببین کسی چون گوته چه بلند نظر به مسائل می نگرد. فکر کن که او شاهد چه بود: انقلاب کبیر فرانسه که اگر از نزدیک می دیدی یقینا چون دعوایی خونین و بی نتیجه اش می پنداشتی و پس از آن از سال 1793 تا1815 یک سلسله ناگسستنی از جنگ ها . . . من نمی گویم که تو باید مثل گوته شعر بگویی، اما برداشت او را از زندگی، افق گسترده علقه ها را، هماهنگی درونی را، هر کس می تواند برای خود بیافریند یا دست کم گامی در این راه بردارد.

پرودون در 26 آوریل 1852 از زندان به دوستی نوشت: من از تماشای نمایش زندگی که هر تصویر آن را می فهمم لذت می برم. من در این تطورات حیات در گیتی، آن چنان شریکم که گویی وحی آن از بالا بر من نازل شده است. آن چه دیگران را نابود می کند، مرا مدام برمی کشد، به شوق می آورد و نیرومند می سازد. پس چگونه انتظار دارید از سرنوشت بنالم و از انسان ها شکایت کنم. سرنوشت؟ من او را به مسخره می گیرم، انسان ها ؟ سخت نادان تر و بنده تر از آنند که بتوانم شکوه ای از آنان داشته باشم.

این سخنان با وجود طعم یک طمطراق کلیسایی، سخنانی دلنشینند. من زیر آن را امضا می کنم.

درباره خرداد ۱۳۸۷

این صفحه حاوی تمام نوشته هایی که به ماه محو در خرداد ۱۳۸۷ ارسال شده می باشد. نوشته ها بر حسب قدیمی تر به جدید تر فهرست شده است.

آرشیو قبلی فروردین 1387 می باشد.

آرشیو بعدی تیر 1387 است.

در صفحه اصلی و یا با دیدن آرشیو می توانید موارد خیلی بیشتری پیدا کنید.